توسط ...
| جمعه بیستم تیر ۱۳۹۹ | 0:14
خب من تا دوم دبیرستان که بچه بودم. بعدشم که کنکوری بودم و کلا از خانواده دور بودم. بعدشم که دانشگاه بودم و حتی تابستونا به ندرت میومدم. پس زیاد نشناختمشون!
اما تو این یکسال متوجه شدم که خانواده من واقعا هیچی به تخمشون نیست. اینکه با چیزی مخالفت یا موافقت هم کنن خیلی گذراست و بعدا یادشون میره.
این از یه جهت که کمتر کار به کار آدم دارن خوبه و از جهتی دیگه که آدم گاهی واقعا حس میکنه بهش بی توجهی میشه بده.
اصلا هم مسئولیت اجبار و فشارهاشون رو نمیپذیرن. بعد فارغ التحصیلی با فشار اونا برگشتم و بعدش هر روز اشک منو دیدن و خودم مقصر همه ش بودم! در نظر همه من ناسازگار و تحت تاثیر رفیق نابابم و بیمارستان و خونه و همه جا عالیه!
سر قضیه ازدواج خواهرمم باز اصرار داشتن برا ازدواج و بعدشم چقدرسر خبر قطعی شدن خواستگارش اشک شوق ریختن.
بعدش که بخاطر مراسم ترحیم دخترِ دخترعموم بهم خورد.
و بعد اون هیچکس به هیچ جاش نیست و با این همه دست و پا زدن خواهرم کسی جوابشو نمیده و تکلیفشو مشخص نمیکنه که تا کی قراره عقدو عقب بندازن. یه عقد ساده محضری!
شاید باورتون نشه ولی (انگار) سر چیدن توت تو باغ دو روز و سر اینکه دومادمون جمعه ها تعطیله و با خانواده میره پیکنیک یک روز عقدشو عقب انداختن تاحالا و بعدشم معلوم نیست کی و چطور میشه :/
از طرفی خانواده خواستگار محترم فشار آوردن بهش و میخوان هرچه زودتر سر بگیره چون همه مردم این شهر کوچیک فهمیدن رابطه این دوتارو و هیچ عقدی درکار نیست و دیگه قضیه حیثیتی میشه از نظر اونا. از طرفی بیخیالی خانواده من و مشخص نکردن تکلیفش. همه اینا باعث شده خواهرم عصبی بشه و کاسه کوزه ها سر من بدبخت که کوتاه ترین دیوار ممکن و بی ربط ترین شخص به این ماجرام شکسته بشه :/
هنوزم تا از کنارش رد میشم فحشم میده و هیچکس نمیدونه چرا :/
البته معلومه چرا! فحشارو به من میده ولی در واقع هدفش بقیه ن!
+ از ده تیر بعد شوک بزرگ شروع شیفتا، دلار و موج دوی کرونا و مرگ اون دختر، هیچ غلطی نکردم :/
نه مطالعه ای نه کار مفیدی! همش تو آشپزخونه م و با اشپزی خودمو مشغول میکنم و با اقای دوست چرت و پرت میگیم و خیالبافی میکنم.
با جفت افراد تو این خونه هم قهرم و حرف نمیزنم.
برادرم چند بار سعی کرده سر حرفو باز کنه اما من قسم خوردم تا معذرت خواهی نکنه باهاش حرف نمیزنم تا فکر نکنه هروقت دلش خواست ارین غلطا میتونه بکنه و طرفش هیچی نگه. چند بارم سعی کردم از طریق مادر و خواهرم به گوشش برسونم که بیاد معذرت بخواد حالا یا بهش نگفتن یا نمیخواد بیاد.
+ دنبال فیلم طنز بودم که به فیلم بورات۲۰۱۶ رسیدم. نیم ساعت اولشو دیدم و انقدر حال بهم زن و ضد زن و مسخره بود که ادامه ش ندادم و رفتم سراغ مستر بین عشق همیشگیم که واقعا کمدین باهوش و بامزه ایه و تلاشش این نیست با مسائل جنسی و وسیله قرار دادن زنا خودشو بامزه نشون بده.
+ شاید به نظر خیلیا مردم محلی یکجا که فرهنگ خاصی دارن و لباس خاصی دارن و تو شهر و روستاهای کوچیک زندگی میکنن چیز جذابی باشن اما مدتیه تا چشمم به همچین عکس و فیلمایی ازین مردم میفته حالم بد میشه و یاد شهر ایکبیری و تخمی خودم میفتم.
معمولا این جورجاها فرهنگای غلط و باورهایی وجود داره که تا حد مرگ بهش پایبندن و کسی نمیدونه از کجا در اومدن و بخاطر همین چیزا خیلی محدودن.
معمولا همیشه زنا دست کم گرفته میشن و حقوقشون پایمال میشه.
خلاصه به نظرم زندانی شدن تو یه فرهنگ و باوری که به آدم تحمیل میشه خیلی مسخره س. آدم باید راحت لباس بپوشه. راحت بره و بیاد. همسرش شغلش و همه چی زندگیش رو خودش انتخاب کنه. فک کنم حالا حالا ها دنیا کار داره تا همه جاش به این مرحله برسه.
من با شخصیت آرتمیس گیر افتادم تو جامعه ای با فرهنگ تخمی و زنگ زده که تنها کار یه زن شوهر کردن و رسیدگی به یه لندهور نامهربونه. ته تهش مثل من تو یه جای مسخره تر از خونه ش میتونه کار کنه و چندرغاز حقوقشو نگهداره برای جهیزیه ش. پیشرفت هم در به دنیا آوردن فرزند بیشتره!
جایی که یه زن حق نداره دو تا خیابون قدم بزنه. جایی که استفاده از وسایل ورزشی پارک براش حرامه. دوچرخه که گناه کبیره س. ولی خب یه خر آرایش کردن و رفتن به یه عروسی مسخره فامیل کاملا مجاز و حتی واجبه.
شخصیت ارتمیس:
جنگاور
رقابتجو
آسیب ناپذیر
خواهر
کمانگیر
عشق شدید به طبیعت بكر
مستقل
هدفگرای بی منطق
حفظ هویت فردی
ورزشكار
نامنفعل
كله شق و لجباز
عجول
دختری عاری از زنانگی
پرانرژی، هیجان زده و آزاد
متنفر از نشانه های زنانگی
حمایت از ضعیف ترها
الگوی قدرتمند در ارتباط با مردان
طرفدار حقوق زنان
پیچیده ترین خدای المپ
+ باید اعتراف کنم اینارو دارم :/ علاوه بر اینا بقیه خصوصیتایی که تو نت هست براش رو هم بیشترشو دارم! اما خب تفاوتم اینه که من گاهی خیلی احساساتیم و اشکم لب مشکمه. به هنر و زیبایی علاقه دارم و در اتفاقی غیرقابل باور در آینده در صورت امکان قصد ازدواج دارم :/
+ شفاف سازی:
من عاشق اسلامم و دوستش دارم و شاید خیلی بهش عمل نکنم ولی خیلی قبولش دارم. به نظر من اسلام خیلییی مهربونه. اسلام یعنی آزادی و در عین حال سلامتی و آسان سازی و اکثر این فرهنگ های تخمی دقیقا عکس گفته اسلام عمل میکنن. اگر قشنگ بهش نگاه کنیم میبینیم واقعا هرچی از منابع درستش میگه به نفعمونه و باعث محدودیت نمیشه! یه سری اشغال عوضی اسم اسلامو بد کردن. خودشون میدونن کیارو میگم. داعش جای خود داره اونو نمیگم.
برای ازدواج هم من ازدواجی که خانواده م برام در نظر دارن رو گفتم که مراقبت از یه لندهوره و... خانواده من معتقدن که مرد حتی اگر بیرون هم کار نکنه نباید تو خونه کار کنه! باید لنگاشو بذاره رو هم تلویزیونشو ببینه و هر غلطی دلش خواست بکنه و هرجا دلش خواست بره و اصلا از زنش اجازه نخواد اما برعکس قلم پای زن شکسته خواهد شد اگر بی اجازه کاری کنه یا جایی بره :)
+ فردا شیفتم، التماس دعا💕