کارمند بانکی که شیفت قبلم آوردن رو کرونا کشت 😔
+ امروز رو در رو با دکتر صحبت کردم درباره سیگار کشیدنش تو پاویون.
اولاش محترمانه صحبت کردم بعد دیدم گارد گرفت گفتم مگه ما مزاحمتی برا شما ایجاد میکنیم که شما ایجاد میکنید؟ هیچی دیگه قرار شد فردا با رئیس حرف بزنه اتاقشو جدا کنن. خدا رحم کنه شر نشه و ان شالله که بشه اتاقشو جدا کنن.
انقدر استرس گرفتم موقع صحبت که همکارم گفت چرا رنگت پریده نکنه کرونا گرفتی😐 واقعا نمیدونم استرسش برا چی بود؟ چرا من تو این بیمارستان کوفتی عادت نمیکنم به هیچی و همش استرس میکشم. عجیییب بود که خانوم ز پشتم درومد و ازم حمایت کرد پیشش.
+ با دوستم تو اینستا حال و احوال کردیم و فهمیدم تو مرکز استان خودشون طرحه و ۲۰ شیفت در ماه بدون شیفت شب وایمیسه. هیچی دیگه افسردگی و حسرت بی خود اونم بهم اضافه شد.
فردا سی ساعت شیفتم. همچنان عین کنه چسبیدم به رئیس و هر دیقه میپرسم چی شد؟؟ نیرو نمیارین؟؟
بدون منشی صبح امورات سخت میگذره و امروز آقای میم از خود راضی خیکی هم سن بابام رو به زور چندبار کشوندم پای پذیرش وگرنه نمیومد نوبت خودشو پذیرش کنه. بعد ۲۴ سال سابقه هنوزم تو کار بیمه ها لنگ میزنه. خانوم ز هم همینطور. کاملا هم حق دارن چون واقعا وظیفه ما نیست.
+ خداروشکر خبرای خوبی از واکسن مدرنا داره میاد. امروز مرحله دومش تایید شده که ان شالله تا دو سه ماه اینده تولید شه و تا دو سه ماه بعدش برسه دستمون. خدایا ینی میشه برگردیم زندگی عادی؟
+امروز دو ساعت با هندزفری و صدای بلند آلن واکر گوش دادم بعدش گوشام ویز ویز میکرد. انگار یادم رفته چطور دو سال سر هندزفری و صدای بلند گوش درد داشتم.
الهی به امید تو
شب بخیر 💕🌺