اگر ان شالله همه چیز خوب پیش بره امشب آخرین شبیه که مجردی تو این خونه میخوابم
همه چیز چقدر زود گذشت. زندگی سخته ولی خوبیش اینه میگذره
امشب یه منتال برک داون رو تجربه کردم سر تمیز کردن حموم بعد اینکه همسایه پایینی زد پودرمون کرد بابت سروصدا کردن، بعدم گیرای خانواده ی موقشنگ و نظرات مزخرف که میخواستن نصب شبی تو بارون و خستگی بینهایت مارو بندازن تو جاده بعد عروسی که بریم خونه خودمون! نمیتونستن صب کنن فرداش بریم انگار برای کردن دیر میشه!
بعد رد کردن منتال برک داون فک کردم که موقعی که داشتم عقد میکردم فشار خیلی خیلی بیشتری روم بود ولی حتی نمیتونم به یاد بیارم که برای چی!! انقد زندگی گذراست!!
+دو آذر یه مراسم کوچولوی عروسی میگیریم تو رستوران... دعا کنید همه چی بخیر بگذره...