توسط ...
| یکشنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۳ | 17:4
من هنیشه برام جالب بود ک چرا آدمای دور و برم از لحاظ شرایط شبیه منن. ینی کسی به اون صورت پولدارتر خوشبخت تر یا برعکس بدبخت تر نیست که من باهاش ارتباط نزدیکی داشته باشم.
یه مبحث جالبی تو روانشناسی یونگ و یه سریای دیگه :/ هست به اسم مدارهای انرژی روانی آدما.
ینی هر انسانی تو یه مداریه عین الکترون دور یه اتم. تو اون مدار امکانات مختلفی براش هست. از سطح به اصطلاح شانس گرفته تا امکان برای پولدار شدن یا اتفاقات ناگوار و...
وقتی تو اون مداری با آدمای همون مدار هم در ارتباطی به همونا جذب میشی.
وقتی یکی از اون مدار پایین تر میاد یا بالاتر میره ناخودآگاه ارتباطت قطع میشه باهاش.
مثلا من یه دوستی داشتم یهو خیلی پولدار و معروف شد. خواه ناخواه ارتباطم قطع شد باهاش. انگار خودم دیگه نمیخواستم باهاش ارتباط داشته باشم حس میکردم شاید دیگه وقت برای من نداره یا هرچی
یه دوستیم داشتم یهو ارتباطم قطع شد باهاش بعد اینکه یه سری کارا کرد(خودکشی و ازدواج با یه آدم نادرست و...)
این مدارها قابل تغییرن. تغییرش یکم سخته ولی شدنیه. یه دوره داره سوده هروی که چهار قسمتش تو یوتیوب هست به اسم (جذابیت درونی) که راه هاشو گفته که چی زیادش میکنه و چی کم.
یکی از مهمترین هاش ایستایی در مقابل تمایلاته. مثلا سال کنکورت تو خودتو محروم میکنی در مثابل تمایلاتت و هی درس میخونی هرچی بیشتر این کارو بکنی رتبه بهتری میاری و در نتیجه میری یه دانشگاه خوب و یهو مدارت میره بالا و اونجا با ادمای سطح بالاتری میری و میای.
یه سری چیزای دیگه هم هست مثل مشکلات روحی طلسم های روانی عقده ها و تله ها و... کهمشکلاتی هستند که در ما ریشه کردن و بشدت مدار رو میارن پایین.
اینا باعث میشن که یه آدمی که سالها تلاش کرده کونش پاره شده درس خونده با یکی ازدواج کنه که هرگز اندازه اون تلاش نکرده.
ولی چون مثل اون عقده و طلسم و مشکلات روانی ایحاد شده در کودکی نداره، هم سطح اونه!
این عقده و طلسم و سایه و... هم قابل درمانن. فقط پیدا کردنشون یکم تلاش میخواد و درمانشون هم همت. بعدش یهو میبینی مدارت رفته بالا.
اگر به این مباحث علاقه دارین بگید ک بیشتر براتون بنویسم درباره شون.