انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط ... | یکشنبه بیستم آبان ۱۴۰۳ | 17:26

توی ماشین بودیم با پدر مادرم و دزدکی داشتم اشک میریختم

با خودم فکر میکردم که من چقدر پدر مادرمو دوست دارم چقد ممنونم بابت خوبی هاشون و بابت کارهایی که نادونسته با من کردن هم بخشیدمشون. ولی چقدر جالبه که خبر ندارن همین الان دارم گریه میکنم بابت دعوایی که ۲۳ سال پیش وقتی ۵ سالم بود بالا سر من باهم کردن و من هنوز یادم نرفته.

این اواخر خیلی میرم تو خاطرات کودکیم. دارم لجنای ته مغزمو که افسردگی ناخودآگاهی می آورد سراغم رو شخم میزنم و سعی میکنم بندازم دور.

چه چیزهایی که حتی یادمون هم نیست ولی اثرش بشدت هست.

حداقل امید هست که‌میشه حلشون کرد. اینکه لجنارو پاک کرد و انداخت دور شدنیه. سخته اما کاملا شدنیه.

کیا پایه ن؟

توسط ... | یکشنبه بیستم آبان ۱۴۰۳ | 2:14

از مهم ترین چیزهایی که این مدت بهش رسیدم اینه که همه ما از یک ذات پاک افریده شدیم که تهش با رفتارا محیط و شاید کمی ژنتیک یک سری اخلاقیات و خلق هایی در درونمون ساخته شده که شخصیت ما رو ساخته.

من که نصف زندگیم تو افسردگی گذشته و حتی به قرص خوردن به مدت چند سال مجبور شدم بعد ایننننن همه سااااال فهمیدم که ریشه افسردگی های من تماما از کودکی و نوجوانیمه.

از تمام تحقیر شدنها از تمام رفتارهایی که باهاشون شد. خشونت ها و هرچیزی که فکرشو بکنید.

باور کنید اون چیزا هنوز فراموش نشدن بلکه رفتن پشت مغز ما جا خوش کردن و حساسیت های ما رو ساختن.

اگر باور نمیکنید بشینید و بنویسید اتفاقای رو که در کودکی به سرتون اومده و خیلی بابتش شکستین اون موقع ها و ببینید چه بر سرتون میاد. دوستم بالا اورد بعد انجام این تمرین!!

حالا یه نامه بنویسید به افرادی که این کارو باهاتون کردن و انقدر این کارو روزهای مختلف تکرار کنید که دیگه بی حس بشید. اون موقعست که میتونید ببخشیشون و بگین که همون تروماهای دوران کودکی و اگاهی کم باعث شده این رفتارارو باهاتون بکنن.

توسط ... | پنجشنبه هفدهم آبان ۱۴۰۳ | 2:39

یه مدته با خودم درگیرم و دارم سعی میکنم رو خودشناسی کار کنم واسه همین کم پیدام.

گاهی خوب پیش میرم گاهی هم خسته میشم

ولی واقعا جالبه شماهم انجام بدین

چقد خوبه آدم خودشو بشناسه

توسط ... | چهارشنبه دوم آبان ۱۴۰۳ | 14:9

دیروز تولدم بود

بدترین روز تولدم بود تا بحال

کل شب از غروب گریه کردم

تولدم مبارک باشه

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • آرشيو
برچسب ها
  • شعر (22)
  • بیمارستان نشین (17)
  • آهنگ (8)
  • اشپزی (4)
  • آهنگطوری (2)
  • آشپزی (2)
  • طراحی (1)
  • نامه ای به فرزندم (1)

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .