انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط ... | شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۳ | 18:19

دیشب یه قرص کامل خوردم

اما بهتر نشدم که هیچ بدترم شدم

چیکار کنم؟

توسط ... | شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۳ | 1:4

امروز دوباره قرصای افسردگیمو شروع کردم :)

با نصف دوز

ولی خب زندگی همینه

قضیه جالبی نیست که هرچندوقت یکبار بدنم هورمون سروتونین کم میاره و انگار تهی میشم، افسردگی دوباره میاد سراغم

الانم حدود بیست روزه دوباره اومده

باعث شده تصمیمات اشتباه بگیرم، اونطوری که میخوام کارامو نتونم انجام بدم و با همسرم اخلاقم خوب نباشه

پس بهتره بازم شروعشون کنم،

ادامه میدم، حتی با قرص...

توکل به خدا

توسط ... | یکشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۳ | 20:2

یه هفته س که اصلا حالم خوب نیست

از وقتی بخشنامه جدید وزارت بهداشت اومده که بازم گرفتن مدرکو سخت تر کرده

رفتم شهرستان شاید بتونم یه دکتر دیگه رو راضی کنم پیشش کار کنم که رید بهم

اصلا به حالیم

هیچ انرژی برای هیچی ندارم

نمیدونم دستمو بذارم کجا و دوباره بلند شم؟

توسط ... | یکشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۳ | 20:2

یه هفته س که اصلا حالم خوب نیست

از وقتی بخشنامه جدید وزارت بهداشت اومده که بازم گرفتن مدرکو سخت تر کرده

رفتم شهرستان شاید بتونم یه دکتر دیگه رو راضی کنم پیشش کار کنم که رید بهم

اصلا به حالیم

هیچ انرژی برای هیچی ندارم

نمیدونم دستمو بذارم کجا و دوباره بلند شم؟

توسط ... | یکشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۳ | 5:53

زندگی همینه

یه چیزی که فکرشو نمیکری رو ازت‌میگیره و‌یه چیزی که فکرشو نمیکردی رو جاش بهت‌ میده

زندگیتون رو‌ مرور کنید. آیا در هرکاری خیری نبوده؟ برام‌توضیح بدین تو‌کامنتا

من که‌خودم برمیگردم و زندگیمو مرور میکنم، هرجا‌که‌سپردم به خدا قطعا‌یه خیری از توش زده بیرون برام

توسط ... | شنبه بیستم مرداد ۱۴۰۳ | 15:20

امروز یه نفر بهم بد کرد

خیلیم بد

لفظا میبخشمش

ولی قلبا نمیدونم

توسط ... | شنبه بیستم مرداد ۱۴۰۳ | 8:18

I believe that god is kinder than I can even imagine...

He never leaves me alone

He never disapponit me

توسط ... | جمعه نوزدهم مرداد ۱۴۰۳ | 0:27

داشتم تو اینستا کلیپ می دیدم که یه سری بچه رو تو تولد یه بچه ی دیگه نشون داد هر کدوم لباسای رنگارنگ و... کلی خوشحالو... یه لحظه با خودم گفتم چقد بهشون خوش میگذره کاش منم بچه گیام میرفتم تولد که یهو یادآوری یه ترومای کودکی زد حالمو ناقص کرد و نیم ساعته خوب نشدم :')

۱۵ سالمون که بود یکی از همکلاسیام که دوستمم بود تولد همه رفیقارو دعوت کرد و چند بار خودشو یکی دیگه از دوستام بهم گفتن که حتما بیا. کیک میخوریم و می رقصیم و.‌.. و تو خونه کسی نیست. و من میگفتم نمیام‌. یکی از دوستامون یادمه بهم زنگ زد و گفت آخه چرا نمیای؟ گفتم: آخه لباس نمیدونم چی بپوشم. چیز خاصی ندارم که مناسب باشه. ینی عدم اعتمادبنفسم داشت خط تلفنو پارازیت مینداخت! گفت ببین تولده، اشکال نداره فقط دوستاتن. هرچی دوست داری بپوش. فقط بیا پیش هم باشیم. و من باز نرفتم :') و الان که فک میکنم من ازون موقع هیچ مهمونی جمع دوستانه ای نرفتم‌... هنوزم از مهمونی و تجمع بدم میاد و استرس میگیرم

توسط ... | سه شنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۳ | 17:24

انرژی مثبت لازم دارم

شاید یه مسافرت باحال بتونه حالمو خوب کنه

موقشنگ خیلی مسافرت لغو کنه! تا حالا باهم مسافرت نرفتیم!

هی برنامه میریزیم مسافرت بریم لغو میکنه. اینبار گفتم وسط شهریور دیگه حتما باید بریم. گفت باشه. که یهو صاب خونه گفت تا مهر باید تخلیه کنید :/

اپلیکیشن یا پادکست خوب برای مدیتیشن سراغ دارین؟

توسط ... | یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۳ | 12:37

یه اسنپ گرفتم نصف راهو رفت شروع سفر نزد

گفتم میشه شروع سفر بزنید که پرداخت شه از حسابم؟

گوشیو داد گفت من بلد نیستم خودت بزن :)

همینمون مونده بود که اونم انجام دادیم

توسط ... | یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۳ | 0:22

ازون شبای تکراری پر دلتنگی با حس زندانی بودن

دیگه خسته شدم، چرا همش گرفتن مدرک دانشگاهم ازم دورتر میشه؟

چرا انگار هی نمیشه؟

واقعا خسته شدم

توسط ... | شنبه سیزدهم مرداد ۱۴۰۳ | 14:10

صد سال دیگه

شاید دویست سال دیگه

آدما مهربون تر میشن

کمتر به هم سخت میگیرن

کمتر همو مسخره میکنن

بیشتر همو حمایت میکنن

بیشتر قانونو رعایت میکنن

برابر تر میشن

و همچنین مردم سباه سفیدتر میشن

اگر کسی واقعا خلافکاره مشخص تر میشه

ابنا رو میگم چون دنیا رو مقایسه میکنم با صد سال پیش

وقتی زنا تو کل جهان از الان خیلی بیشتر بهشون بی احترامی میشد.

وقتی یکی چاق بود مسخره ش میکردن یا وقتی یکی آزادانه میگشت بهش فشار میاوردن.

الان حتی نسبت به ده سال پیش فضای مجازی کامنتارو ببینی، مردم خیلی مهربون ترن و پشت همن. انگار عاقل ترن. مخصوصا تو پیجای خارجی میبینی طرف با غیرشکیل ترین اندام ممکن یه چیزیو پوشیده همه دارن به به چه چه میکنن.

یادتونه؟اولین بلاگرها همگی قهر کردن و فرار کردن فقط بخاطر کامنتای بد و فحش و...

دیگه سیاها انقدر محدود نیستن و حتی تو خود ایران زنا آزادترن

یادمه وقتی رفتم دانشگاه حق نداشتیم شلوار اسکینی بپوشیم یا موهامون از یه حدی بیرون تر باشه یا رژ قرمز بزنیم. الان هم خانواده ها آسونتر میگیرن هم جهان آزادتره.

هنوز خیلیییی راه داریم. ولی من یقین دارم که بهتر میشه❤️

توسط ... | چهارشنبه دهم مرداد ۱۴۰۳ | 17:25

امروز چله تابستونه، چله تون مبارک :)

توسط ... | چهارشنبه دهم مرداد ۱۴۰۳ | 11:58

به جرات میتونم بگم سخت ترین پریودمه

تهوع شدید، بی اشتهایی و بدن درد

که واقعا نمیدونم ابله مرغونه داره میزنه بیرون یا از پریوده؟ وات د اف؟

توسط ... | چهارشنبه سوم مرداد ۱۴۰۳ | 15:37

خداروشکر ابله مرغون موقشنگ داره خوب میشه و زخماش سیاه شده

منم بعد یک هفته تمام بالاخره عفونت چشمم خوابید

از طرفی این بن مژه رو خیلی دوست دارم از طرفی هم واقعا ارزش این عفونت رو نداشت نمیدونم تمدید کنم یا نه؟ ینی اگر تمدید کنم ممکنه باز عفونت کنه خدایی نکرده؟

توسط ... | دوشنبه یکم مرداد ۱۴۰۳ | 23:44

خداروشکر چشمام بهتره ولی به معنای واقعی کلمه اذیت شدم. امروز ششمین روز بود که بن مژه رو تتو کرده بودم و باز هم خیلی میخارید و قرمز بود. ولی خب بهتر از دیروز بود که کلی ورم داشت. موقشنگ هم خداروشکر با داروهایی که دکتر داد بهش بهتره و امروز شیفتشو کامل رفت. تاول هاش کم کم رسیده و سرشون سفید شده. وای چقد خوب میشه اگر نگیرم خدا :(

توسط ... | دوشنبه یکم مرداد ۱۴۰۳ | 1:18

خب به گاه رفتم

موقشگ آبله مرغون گرفته و تازه فهمیدیم و منم هیچوقت نگرفتم و دکتر گفت: هلی عزیز آماده باش که به باد رفتی و ده پونزده روز فرصت داری زندگی نرمالتو کنی تا سرو کله آبله تو هم پیدا شه

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • آرشيو
برچسب ها
  • شعر (22)
  • بیمارستان نشین (17)
  • آهنگ (8)
  • اشپزی (4)
  • آهنگطوری (2)
  • آشپزی (2)
  • طراحی (1)
  • نامه ای به فرزندم (1)

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .