انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط ... | جمعه نوزدهم مرداد ۱۴۰۳ | 0:27

داشتم تو اینستا کلیپ می دیدم که یه سری بچه رو تو تولد یه بچه ی دیگه نشون داد هر کدوم لباسای رنگارنگ و... کلی خوشحالو... یه لحظه با خودم گفتم چقد بهشون خوش میگذره کاش منم بچه گیام میرفتم تولد که یهو یادآوری یه ترومای کودکی زد حالمو ناقص کرد و نیم ساعته خوب نشدم :')

۱۵ سالمون که بود یکی از همکلاسیام که دوستمم بود تولد همه رفیقارو دعوت کرد و چند بار خودشو یکی دیگه از دوستام بهم گفتن که حتما بیا. کیک میخوریم و می رقصیم و.‌.. و تو خونه کسی نیست. و من میگفتم نمیام‌. یکی از دوستامون یادمه بهم زنگ زد و گفت آخه چرا نمیای؟ گفتم: آخه لباس نمیدونم چی بپوشم. چیز خاصی ندارم که مناسب باشه. ینی عدم اعتمادبنفسم داشت خط تلفنو پارازیت مینداخت! گفت ببین تولده، اشکال نداره فقط دوستاتن. هرچی دوست داری بپوش. فقط بیا پیش هم باشیم. و من باز نرفتم :') و الان که فک میکنم من ازون موقع هیچ مهمونی جمع دوستانه ای نرفتم‌... هنوزم از مهمونی و تجمع بدم میاد و استرس میگیرم

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .