توسط ...
| پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۰ | 1:50
خب لیست مهم ترین اتفاقات 1400:
+فروردین 1400 اولین دوز واکسنم رو شاد و خندان زدم :) و یه روز زمین گیر شدم
+سیزده بدر نرفتم به خاطر کرونا
+سخت ترین مرحله ش کللللللی سر تایپیست بودنم جنگیدم و اخرش موفق شدم که ازش خارج شم. کلی ازم سواستفاده شد و کلی نظرم نسبت به مسئول طرح تغییر کرد و کلی تجربه کسب کردم.
+پدر و مادرم واکسن زدن و ذوق مرگ ترین بودم
+خشکسالی سختی رو تو بهار و تابستون پشت سر گذاشتیم.
+ دوبار رفتم تور اطراف شهر یه بار بهار و یه بار پاییز
+ برای اولین بار شیفت شب تو یه بیمارستان تروتمیز و بدون حمله ارباب رجوع و عقرب و مار رو تجربه کردم
+ پولامو از بورس دراوردم و زدم جای دیگه و ازونجام ضرر کردم :)
+تولد موقشنگ از دور سورپرایزش کردم
+ همه بیمارستان قبلیم رابطه مو با موقشنگ فهمیدن
+ با دوست پسر دوستم به شدت دعوا کردم
+ با سلیطه های اتاق بغلی که عجیب ترین ادمایی بودن که دیده بودمشون اشنا شدم :)
+ رفتم اتاق عمل برای عمل دماغم و عمل نکرده برگشتم :)
+ خودمو دادم زیر اشعه و سی تی گرفتم از خودم
+ یک میلیون عدد نوبت ام ار ای گرفتم :)
+ لپ تاپمو عوض کردم
+ با سوسک ها و همسایه اتاق های وحشی تو خوابگاه سر کردم
+ با جرات کامل رای ندادم :)
+ هیستروسالپنگو گرافی رو از نزدیک دیدم
+ پنج ماه موقشنگ رو ندیدم و کنکور داد و کنکورشو رید :) قرار بود که دیگه نخونه اما تصمیم گرفت دوباره بشینه بخونه و منم برام مهم نبود چون فعلا قصد ازدواج نداشتم.
+ تابستون گرم گرم گرم گرم و بسیار سخت و خفه کننده ای رو پشت سر گذاشتم
+ قرصای ضد افسردگیم رو قطع کردم و حالم بد شد و دوباره شروعشون کردم!
+ دو ماه برای استخدامی خوندم و استخدامی نیومد!
+ چند ماه در مورد ارز های دیجیتال مطالعه کردم و اخرش ولش کردم!
+ یه مدت مکرومه بافی کردم و خیلی خوشم اومد.
+ رفتم سفیدسازی زانو و نتیجه عکس گرفتم :|
+ چند جلسه ای رفتم لیزر
+ فیلم های زیبای زیادی دیدم
+ چندین پیک کرونا رو رد کردیم و هربار پاره گشتیم
+ یه ماه و اندی برای تبدیل وضعیت تلاش کردم و به نتیجه ای نرسیدم
+ برای برار اول انبه خریدم و خوردم
+ و دومین اتفاق مهم برای اولین بار خونه گرفتم :)))))) خیلیییی سخت و بعد چند ماه تلاش جور شد امااا فاینلی! کلی وسیله خریدم و تنها نشستم سر خونه زندگیم!
+ همراه با وانت رفتم و تنهایی اسباب کشی کردم !
+ شش ماه برنگشتم شهر خودم و خونه پدریم.
+ پدر و مادرم یه ماه پیشم موندن و خیلی بهم خوش گذشت
+ اتفاق مهم سوم اینکه برای اولین بار پامو ازین فاکینگ کانتری یکم بیرون گذاشتم و طبق یک تجربه عالی رفتم وان با دوستام
+ یخچالم خراب شد و کلی بدبختی کشیدم
+ خواهرم باردار شد
+ کمی از شخصیت اقای دوست رو شناختم و ازش متنفر شدم و خوشحال شدم که از رابطه باهاش خارج شدم
+ پیشنهاد کار در عراق بهم داده شد ولی نرفتم
خدایا شکرت شکرت و بازهم شکرت
حالا بریم در ادامه ای رمز دار که فقط برای خودم است اهداف امسال رو بنویسم