توسط ...
| سه شنبه بیست و دوم مهر ۱۴۰۴ | 11:13
من هر وقت از یه جایی درمیام و یه حس دلهره ی خفیفی ته دلمه میدونم که یه چیزی جا گذاشتم یا یه کاریم ناتموم مونده. یعنی انگار ناخودآگاهم خبر داره ولی خودآگاهم هرچند زور میزنه چیزی یادش نمیاد.
مثلا وقتی از مطب میام بیرون و یه جوریم به احتمال زیاد یا یه دستگاهو خاموش نکردم یا یه کاریو ناتموم انجام دادم.
دیروز اما اومدم بیرون و این حسو داشتم و هرچقدر فک کردم و چک کردم همه چی درست بود.
چند قدم که دور شدم منشی زنگ زد گفت یه مریض جامونده تو راهه داره میاد 🥲 با اینکه به من گفته بودن مریضا تموم شده و من اصلا خبر نداشتم یه مریض مونده بازم به طرز عجیبی حس ناتموم موندن شیفتم ولم نمیکرد تا منشی زنگ زد!
واقعا باید به حس ششم ایمان بیارم؟