دیروز بعد یه سال بالاخره آلبوم عروسیمو انداختم دور
انقددددر یک ماه اخیر سرش گریه ودعوا کردم آخرش موقشنگ گفت بندازش دور
متنفر بودم ازش
آلبومی که بدون اجازه من چاپ شده بود
عکاس و فیلمبرداری که فامیل شوهرم بودن و انگار کور بودن انقدر عکسارو بد گرفته بودن، حتی چون فامیل بود نذاشتن عکسارو انتخاب کنم گفتن زشته، گفتم آلبوم نمیخوام گفتن نه زشته! گفته باید باشه!
آخرشم خداروشکر دقیقا دوبرابر جاهای دیگه ازشون پول گرفتن. کلی هم منت گذاشتن روم ک گرون درومده
آلبوم گرون قیمت اومد تو خونه م به زور
متنفر بودم از عکساش، حتی قشنگاش به چشمم نمیومد
گفتم ینی اینا قراره تا اخر عمر جلو چشم من باشن؟
زدم اول عکسای خودمو خط خطی کردم گفتم حق نداری بدون اجازه کسی عکساشو چاپ کنی
بعد ک دید اینجوری شده گفت بنداز دور
همه شو پاره کردم با البومی ک دیگه به درد نمیخورد انداختم سطل آشغال
دنیای عجیبیه
یه عروس دیگه همونجا عکساشو سوزونده بودن ناراحت بود من آرزوم بود کاش عکسای من میسوخت
تو کل زندگیم آرزوی فیلم و عکس قشنگ داشتم تو عروسیم ولی ریدن به همه چی
حتی چندتایی ک قشنگ