توسط ...
| یکشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۳ | 8:39
هفته ای یه شب مجبورم بیام خونه خواهرم. به دلایلی مجبوووورم
دست گلش درد نکنه یه آوت سایدر :/ رو انقد تحمل میکنه
اما من تمام تله مله هام تحریک میشه، رفتارشو ک با بچه هاش و خودش و اینا میبینم چند بار پیش اومده میشینم گریه میکنم وقتی دعواشون میکنه :/ تن من میلرزه!
خدایا حکمت اینکه منو برمیگردونی سمت خانواده م چیه؟
اونجا یه چیزایی هست ک باید حلش کنم.
یه سری مسائل از کودکی من مونده که باید حل بشه و نباید فرار کنم ازشون.