انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط ... | دوشنبه یکم بهمن ۱۴۰۳ | 14:44

یه همکار بشدت تخمی تو یکی از مطبا بود ک منو یاد بدبختیام مینداخت

یک روز باهاش شیفت بودم که بهم زور میگفت و تحقیر مانند باهام حرف میزد

روز دوم که خواستم برم قبل رفتن زدم زیر گریه، دیدم نمیتون مبرم نرفتم. روزای بعد با بقیه همکارا رفتم.

امروز دوباره دیدمش و آشفته شدم ولی تصمیم گرفتم با اقتدار باهاش برخورد کنم. همین که چشمم بهش افتاد یهو قند تو دلم آب شد انگار عزیزی رو دیدم خواستم مهربون و نرم باشم باهاش ولی خودمو کنترل کردم و با اقتدار ولی احترام برخورد کردم و شاید باورتون نشه اما اصلا نتونست زور بگه یا بی احترامی کنه.

حالا این یعنی چی؟

تو تله های کودکی یه تله داریم بدرفتاری

طرف که یکی از نزدیکانته، پدر مادر خواهر برادر، باهات بدرفتاره ولی تو چون بهش نیاز داری بدرفتاریشو تحمل می کنی و بعد سرکوب ناراحتیت از بدرفتاریش باز میری سمتش و هی خودتو میچسبونی بهش که محبت کنه بهت و این چرخه ادامه دارد تاااا اطلاع ثانوی در بزرگسالی و در اجتماع!

حالا اینجا توضیح بیشترش از حوصله خارجه ولی کتابی ک گفتم قشششنننگ توضیحش داده.

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .