بعد مدتها سلام
خب اینکه چرا نمینویسم این روزارو، دلایلش زیاده
یکیش اینه که انقد اتفاقات زیاده که واقعا نمیدونم کدومو ثبت کنم بکی هم اینکه انقد حالم ناپایداره که نمیتونم ثبت کنم
یکیم اینکه وارد این قضیه انرژی و اینا شدم و میترسم بنویسم
ولی خب دیگه امروز تحمل نکردم
دلم برای اینجا و دوستام تنگ شده بود
این روزا خیلی خیلی فشار مالی و عجیبی رومه
داره لایه های جدیدی از شخصیت موقشنگ رو میشه که اصلا دوستوشن ندارم
شایدم قبلا میدونستم و خودمو میزدم به اون راه
ولی ببینید خیلییییی متفاوته با حرفاش قبل ازدواج
تقصیر خودشم نیست دروغ نگفته
یه مبحثی رو دیدم جدیدا تحت عنوان «سایه» حالا خواستین ببینین تو یوتیوب
آدما بعضی چیزا شدیدا ناراحتشون میکنه و اون چیزا دقیقا اون ویژگی هاییه که خودشون دارن ولی قبول ندارن که دارن!
ینی ممکنه مشا با یکی بری بیرون بگه من رو فلان چیز خیلی حساسم و اصلا انجامش نمیدم و... ولی دقیقا اون سایه یا ویژگی نهفته ش باشه که سعی در سرکوبش داره.
قضیه موقشنگ هم به احتمال زیاد همینه
هرچی هست بسیار اذیت کننده س
قضیه کار خوب پیش نمیره و هردو خیلی ذهنمون درگیره
سه تا مطب داشتیم یکی قالمون گذاشت یکی زنگ زد گفت نیا قراره دوستم بیاد و یه دونه مونده اونم کم کم شیفت میده
هرروز اتفاقات خوب و بد زیادی میفته و وضعیت اصلا ثابت نیست
واسه همین نمیشه برنامه ریزی کرد
چیزی که این روزا حالمو بهتر نگه داشته همین دوره جذابیت درونی سوده هروی بود
دعا کنید برامون❤️