دیروز و امروز ترکیبی از دو حال خوب و بد داشتم. ینی دیروز حالم بد بود و امروز خوب! خودمم نمیدونم چرا! فقط میدونم خواب حایل بین حال خوب و بدمه همیشه! ینی ممکنه بیدار بشم و دلم گرفته باشه و تا دوباره نخابم به همین صورت بمونم.
پریروز شیفت بودم و صبح سر قضیه سیگار کشیدن تو اتاق استراحت، رو برگه های تذکر اتاق نوشتم در صورت مشاهده مجدد گزارش داده خواهد شد! بعد دیدم منشی برگه هارو پاره کرده و خلاصه دعوامون شد. هی اون داد بزن، هی من داد بزن! یه سری از خدماتی های فضول رفته بودن و پشت سرم حرف دراورده بودن و دو بهم زنی کرده بودن. من منظورم هرکسی بود که اونجا سیگار میکشه و خدماتیا رفتن به منشی گفتن که منظورش تویی. درحالیکه کسایی ک منو به این نتیجه رسوندن که منشی اونجا سیگار کشیده خود این خدماتیا بودن.
خدماتیای بیمارستان ما نقش وایر تلفن رو دارن! حرف ازین بخش به اون بخش و... توسط اونا دهن به دهن میچرخه. اصولا نقش دکتر و مشاور بهداشتی رو برای مریض دارن و در اقدامی باورنکردنی به رئیسمونم دستور میدن! بماند ک سر ما داد میکشن!
خدماتی های بخش ما از ۲ بعدظهر که میان بیکار میشینن تا ۱۲ شب. ی چیزی هم ک میگی بهشون برمیخوره.
مثل خانوم چاقی که پریروز داده بودن بخش ما و تا غروب تو پاویون با بچه ش چت تصویری کرد و تهش گفتیم بی زحمت برو ساختمون دوم رو تمیز کن مریض قرنطینه رفته اونجا.
گفت باشه یه سر تا عابر بانک برم میام! رفت و یک ساعت گذشت و نیومد. صدای مریض منتظر دم در دراومد. رفتم دنبالش و پیداش کردم دیدم که تو ازمایشگاه مشغول گوشیشه. گفتم میشه برین تمیز کنین؟ گفت: چی؟؟ کجا؟؟ چرا؟؟ :/ هنوزم دارم خودمو قانع میکنم میگم لابد مشغله ذهنی مشکلی چیزی داشته یادش رفته!