انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

شروع تخمی

توسط ... | دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۸ | 15:14

اومدم شیفت

اولین صحنه ای که باهاش مواجه شدم این بود که خدمات بخش قرنطینه داشت تو پاویون  یک متری ما لباس عوض میکرد :|||| گفت امروز من اینجام!

رفتم پیش سوپروایزر و گفتم این چه وضعشه؟؟؟ زیاد پاسخگو نبود ولی بعدش خدماتیو صدا کرد نمیدونم چی بهش گفت! من که نمیخاستم چیزی به اون بگه میخاستم این جوری شیفت چرخشی ندن به اینا

همیشه راه حلاشون جای باز کردن گره از مشکل بیشتر گره رو کور میکنه

 

بیمارستان صحرایی زدن، چادرای بزرگ تو حیاطه‌. شبیه جبهه جنگ شده

شواهدی هست که میگه شهر الوده تر از این حرفاس و این خیلی غم انگیزه

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .