توسط ...
| شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 0:23
به نام حق
امروز صبح ساعت ۹:۳۰ با صدای عطسه برادر بیدار شدم اونم مریض شده! خدا بهم رحم کنه این سرماخوردگیم شده شتری ک دم در هر خونه میخابه
بعد با خاب الودگی تمام درس خوندم و یه نیم ساعتیم باز خابیدم! اصن چشمام باز نمیشه صبحا یه مدته! شیفتمم ک همکارم وایساد
عصرم با اقای دوست و فازی حرف زدم و بابت حالشون حالم گرفته شد.همین!
پدر و مادر سفرن
فردا شب یلداست و شیفتم
دلم برای شهر دانشگاه حال و هوای یلدایی که داشت یه ذرررره شده
امروز با یکی از بچه هایی ک رفیقم بود و امروز فارغ التحصیل شده حرف زدم. دلم براش سوخت. خداکنه حالش اندازه من بد نشه.
الهی شکرت
بابت همه چیز
کمکم کن درست تصمیم بگیرم و عمل کنم
شب بخیر همگی♥️