بسی حسرت این آبجیمونو خوردم که این برادر ازش نوشته بود :( عین سگ بهش حسودیم میشه و بهتر بگم غبطه میخورم
چرا واقعا ما انقد تباهیم؟
باشد اینجا که یادم بمونه زندگی موفقیت آمیز یعنی چه
ری پست از آرش:
"کاترینا، عینهو ساعت بی شمّاطه، زندگی تماما علمی ای داره، انگار.
دقیقا هشت صبح میاد و دقیقا پنج عصر می ره!
امروز هشت و نیم اومد. به شدّت بی اعصاب بود! بهش می گم امروز بیشتر خوابیدی انگار. می گه آره. خوابم برد. یعنی دیراومدنش ناشی از بدبختی و تصادف و بچه و ... نبود. فقط خوابیده، منتهی، انگار امروز یکی از گناهان کبیره عمرش را مرتکب شده است...
نیم ساعت دیرش شده، تو کاری که تمام زمانش دست خودشه...
همینه که اون الان داره پسا دکتری می خونه،
من در عنفوان شروع دکتری ،تازه می خوام برم با استادم گیس کشی کنم."