انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

23 مرداد 98

توسط ... | پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۸ | 0:24

سلام سلام

امروز صبح سرکار اولش خلوت بود بعد حسابی شلوغ شد. یه پیرزن کیس روان داشتم یه سرباز و یه بچه شیش ساله مشکوک به تجاوز که بعد از تحقیق و تفحص فراوان فهمیدم که لگنش شکسته و احتمالا تجاوز یا توهم خودشه یا مامانش یا اینکه بهش تجاوز شده و بعدا کتکش زدن مشخص نشد در هر صورت.

یکم درس خوندم. خیلی ناراحتم که انقد کندم تو درس خوندن.  بعد بربگشتم رفتم یه شیر خریدم یه بسته صابون چهارتایی یه عسل کوچیک شد شصت هزارتومن!!!

دیگه دارم رفیق میشم با این یارو فروشگاه کوروشیه

بعد اومدم ناهریدم خابیدم. پی پول طراحیامو گرفتم که کارفرما ریخت برام. بعد ورزش و حموم و املت درست کردم و مامانم اومد و خاستم درس بخونم که هانی پیام داد و کلی حرفیدیم. گفت کارش هنوز جور نشده و کلی درگیره که جور بشه و اینا. دیگه درس نخوندم تا الان. این گوشی اخرش نمیذاره من استخدام شم. 

ان شالله فردا روز حوب و خلوتی باشه

شب بخیر اوری وان💙❤

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .