توسط ...
| سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۴ | 1:56
خواهرم زخم بزرگی بود روی روح و روان و زندگی من
هرکی بگه آره برات خوب هم بوده آره. دوبار چاقو میزد یه بار چسب زخم، دوتا زخم چاقوی عمیق با یه چسب زخم خوب میشه؟
چقدر دلم خنکه که از زندگیم انداختمش بیرون.
چقد چسبید روزی که بعد طبق معمول بی احترامیا و فحشای بی دلیل و زننده ش بهش برای اولین بار بعد ۲۸ سال گفتم که دیگه حق نداری دهنتو باز کنی هر چی دلت میخواد به من بگی و قهر کرد و دیگه باهام حرف نزد. و الان دوماه و نیمه که قهره و اصلا قصد ندارم اشتی کنم اونم فهمیده من دیگه کیسه بکسش نیستم برخلاف همیشه اصلانیومده حرف بزنه. خیلی ازین وضعیت خوشحالم و قصد دارم ادامه ش بدم.