امروز رفتم آزمون آزمایشی آیلتس دادم
فردا هم بخش سپیکینگشو آنلاین قراره بدم.
امروز صبح ساعت ۵:۳۰ موقشنگو به زور بردم شهری که یه دوساعت و نصفی دوره. شب دوسه ساعت خوابیده بودیم و منم زیاد نخونده بودم.
بساط صبونه برده بودم که اگه زود رسیدیم بخوریم.
آقا ما نیم ساعت زود رسیدیم ولی تو حوزه هیچ خبر نبود حتی درا بسته بود. نشستیم صبونه خوردیم. از تایم ورود گذشت باز کسی نیومد. با هزار بدبختی شماره موسسه رو پیدا کردم و زنگ زدم و گفتن که محلو عوض کردن! مثلا پیامک کردن ولی چیزی واسه من نیومده بود. همون موقع یه پسر دیگه اهل همونجا هم اومد و اونم سردرگم بود و پیامکی نگرفته بود. آدرس جدیدو گرفتم و اون سر شهر بود و اون پسر خوب بلد بود خداروشکر و ماشین خودشو جلو روند و من و موقشنگ پشتش رفتیم. خیلی خوب شد چون داشتم از استرس میمردم و اصلا انرژی و تمرکز تحلیل گوگل مپ رو برای موقشنگ نداشتم.
وقتایی که باهم رانندگی میکنیم و از رو گوگل مپ بهش آدرس میدم اگر اشتباه دربیاد خیلی وقتا جروبحثمون میشه و اصلا حوصله نداشتم و خداروشکر امروز پیش نیومد. اشتباه دراومدنش اینه که تا امروز من نمیدونستم چطوری تو چهارراه ها بفهمم از روگذرا باید رد شیم یا زیرگذرا. بعد که یه ورودی از چهار ورودی هر روگذر زیر گذرو اشتباه بری باید کل شهرو دور بزنی.
خلاصه رسیدیم و آزمون و دادم و بخیر گذشت.
برگشتنی هم عین اسب تو ماشین خوابیدم.
بعد رسیدنمون فهمیدم یه تلخی تو گلومه که نمیره.
دهنمم بو میداد. نمیدونم اینا از استرس بودن یا از انرژی زایی که صبح خوردم تا خوابم نبره سر جلسه.
اولین بار بود انرژی زا میخوردم و جالب اینه که تاثیر چندانی نداشت. کلا سیستم من خیلی جالبه انگار کافئین بی اثره روم!