تنبلیای موقشنگ وسواسیم کرده رو تک تک کاراش
ینی حتی اگر کاریش تنبلی هم نیست وسواس شدم روش و هی بهش گیر میدم
نمیدونم چطوری تمایز ایجاد کنم بین تنبلی واقعی و حساسیت هام
اطرافیان هم که کلا آتیش بیار معرکه ن. هرچی میگم میگن عه واااا چطوری شوهرت فلان کارو نمیکنه؟ ینی انقد بی مسئولیته؟ هی من حساس تر و بدتر میشم.
چند روز دیگه طرح موقشنگ تموم میشه تو شهر مادریم و مونده شش ماهه تمدید کنه یا بیاد اینجا مطب کار کنه.
خانواده ش گفتن ارزش نداره هر دفعه ۲۵۰ کیلومتر رو بکوبی و شیفتای مزخرف تو سرمای زمستون بدی برای پولی ک میشه از دوتا مطب کار کردنم درآورد.
منم این نظرو دارم اما میترسم کلا کار نکنه و برای کار تو مطب بهونه بیاره.
خواهرم این وسط آتیش بیار معرکه شده و زنگ زده و کلی نصیحتم کرده که نذار بیکار باشه بهونه میاره کار نمیکنه و این حرفا.
حالا خودشم چندان موفقیتی تو زندگیش نداره ولی نصیحتاشم گاهی بد نیست.
نمیدونم واقعا چیکار باید بکنم؟
چطور زندگیم رو منیج کنم طوری که نه علاقه مون خدشه دار شه نه تنبلی اون ادامه پیدا کنه و آزار دهنده شه.
فک کنم دخالت اطرافیان رو هم باید قیچی کنم.
والا ما دوست بودیم تنبل تر هم بود من انقد حساس نبودم مشکلیم نداشتم همش حرف مردم آدم رو تحریک میکنه.