خداروشکر من دندونپزشکی قبولنشدم!
من نمیدونم با چه عقلی وقتی کنکوری بودم عاشق معلمی و دندونپزشکی بودم درحالیکه الان از هردو بدم میاد.
یعنی بعد اینکه همه جوانب کارو دیدم بدم میاد.
واقعا یه بچه۱۵تا ۱۸ ساله چه میدونه از انتخاب رشته که باید یه عمر خودشو بدبخت کنه؟ کاش یه مشاور واقعی داشتیم! واقعی!!! با تست و آزمون معلوم میکرد طرف واسه چی مناسبه و بعدا هر بچه رو قبل انتخاب رشته یه هفته میبردن اونجا ببینن واقعا دوست داره کارو یا نه؟
کار ما یه بخشیش مربوط به کارهای دندانه که من همیشه ازش فراریم.
بوی بد عرق مریضا( چون مجبوری خیلی نزدیک باشی بهشون به مدت زیاد) و لمس مستقیم صورتشون، مخصوصا اونا که صورت خیلی چرب دارن و حتی بوی سیگار دهن خیلیاشون. فوبیاهای مختلف دهن باز کردن و... عفونت های دهانی و مهم تر از همه حالی کردن مریض و همکاری نکردناشون، دسترسی سخت به دندونا و تفاوت های فاحش دهن مریضا و... واقعا آدمو به جنون میرسونه! این همه کار مطب مخصوص دندان هست ولی تا تونستم سمتش نرفتم چون فرسوده کننده س اصن!!
بعد دیدین دندون پزشکا چقد تف و خورده دندون میریزه رو سر و صورتشون؟ بعد گردنشون میشکنه تو دهن مریض چندین ساعت، بعد یه داروساز تو داروخونه ش دوتا قرص میده همون پولو درمیاره. یا یه پزشک ویزیت میکنه همون پول حتی بیشتر درمیاره. البته مسیر رسیدن اون پزشکه سخت تره قطعا.
در مورد معلمی هم که باید تو این سیستم سمی رسما یه زندانی باشی. الآن فک کنم وضعیت بهتر شده ولی زمان خواهرم باید حتما چادر داشتن تو دانشگاه و طی هفته چند ساعت خاص از خوابگاه میتونستن بیان بیرون. دانشگاه عین مدرسه و بعدشم حقوق چندرغاز( یک سوم ما) و بعد هم باز همین زورگویی ها طی دوران درس گفتن. انتقالی گرفتن مصییییبت و پنج تا ده سال تعهد خدمت منطقه محروم دقیقا شهری که زدی! ینی من اگر دبیری میاوردم الان یه بدبخت افسرده فلک زده تو شهر مادریم بودم که داشت تعهدشو میگذروند و هییییچ راه فراری با قوانین جدید نداشت.