به چیزی هست اگر تعریف کنم احتمالا کلا نظرتون نسبت به من عوض شه :/ یکی از احمقانه ترین کارایی بود ک تو زندگیم کردم.
انسان به استراحت نیاز داره! به روزی که هرچقدر بخواد بخوابه و بخوره یا فیلم ببینه و اختلاط کنه
دقیقا ۲۲ روزه اون روز رو نداشتم!
هر روز یا شبفت بودم یا مهمون داشتم و خیلی خیلی خسته م.
شیفت قبلیکه پریشب بود، مجبور شدیم با چند تا مریض دعوا کنیم و کلی استرس و فشار جسمی و روحی و...
بعد بخشمون دسشویی نداره. باید هر بار بری اون طرف بیمارستان دسشویی اونم که زحمت بکشن در بخش زایمانو باز کنن برات.
آقا منم هی دسشوییم میگرفت.
ساعت دو بود که دیگه میخاستم برم شیفت خواب(اگر بذارن) که اصلا حال نداشتم برم دسشویی و گفتم چه کنم چیکار نکنم؟ تو دستکش لاتکس شاشیدم :/ بعدم گره زدم انداختم تو سطل آشغال!
بعد دیدم لاتکسه پر شده چند قطره ریخته رو شلوارم. شلوارمو در آوردم شستم باز پوشیدم و با شلوار خیس خابیدم و سه ساعت بعد ک پاشدم خشک شده بود :/ اصلا باورم نمیشد دیشب چیکار کردم.
بعد تازه دیدم تو اون وضعیت ابزار ادرار بانوان انداختم تو سبد دی جی کالا که واسه بیمارستان بیارم استفاده کنم :/
من میگم وقتی خسته م باهام حرف نزنید کاریم بهم نسپارید.