توسط ...
| یکشنبه بیستم فروردین ۱۴۰۲ | 3:18
خب بسم الله تجربه جدید
برای اولین بار یه زن متاهل پیشم اعتراف کرد که افیر داره. :/ (رابطه خارج از ازدواج)
فک کن وقتی از سر کار برمیگشتیم باهم، تو تاکسی گریه میکرد میگفت ما دوست بودیم، بابام اجازه ازدواج نداد گفت زبونتون یکی نیست. چه غلطی کردم با شوهرم ازدواج کردم. الان هی گریه میکنیم که چرا اون موقع که دوست بودیم باهم فرار نکردیم. باهمم همیشه در ارتباطیم بیشتر از جونم دوسش دارم :/
یه بچه م داره مرده هم سه تا بچه داره :/
جدا از تاسف واسه بابای بیشعورش و داستان غم انگیزش چقد راحت ملت خیانت میکنن تازه بقیه رو هم گناه کار میدونن.