انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط ... | چهارشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۱ | 13:28

دیروز یه شیفت دیگه بهم افتاد و یه دختر جوون اومد عکس سینه شو بگیرم

گفتم سوتینتو دربیار اما پیراهنت بمونه

دو بار گفتم و اومدم بیرون و دوباره رفتم بیرون باز دیدم سوتینشو در نیاورده

اینبار جدی تر گفتم سوتینتو در بیااار

بعد چرخوند که قفلشو باز کنه گفتم اگه نمیتونی بذار کمکت کنم. پشت پیراهنشو که یکم دادم بالا دیدم دوتا سوتین اسفنجی بسته با یه مشت دستمال کاغذی بینش :))))))))

شمام الان مثل من در اون لحظه کنجکاوید بدونید که واقعا چقد ممه داشت

داشت! اینطوری نبود نداشته باشه کلا. ولی خب کوچیک بود خیلی

ولی اعتماد بنفسش داغون بود، بعد یکی مث بازیگر دختر سکوید گیم با اون حجم نداشته ی ممه بازم با اعتماد بنفس عکس میگیره، بخاطر همین اعتمادبنفسشم کلی طرفدار داره

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .