انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط ... | سه شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۱ | 19:10

یه همکار خیلی پرمدعای تعطیل دارم که با سهمیه قبول شده و رسمی شده، امروز برامون کارانه ریختن میگه وااای یک میلیون و نیم گرفتم! میگم یک میلیون و نیم تو تاریخ بیمارستان بی سابقه س مگه میشه!؟

یکم خیره شد گفت ده میلیون و پونصد ریال :)

گفتم عزیزم میشه یک میلیون و پنجاه هزار تومن!

+ بعدش وسط کار گفتم میشه کلیه این مریضو ببینی سنگ داشت یانه؟

دیدم تو یه سکوتی خیره شده به مانیتور :) گفتم عه! پس کیسته سنگ نداره.

و او... هنوز هم مطمئن نیست اونی که دید کلیه بود یا نه :)

+بعدشم تو آی سی یو کار پیش اومد، از گشادیش یه تعارف هم نزد که بره، انقد اعصابم ریده شد رفتم ۴۵ دیقه بعد برگشتم که کیونش پاره شه تنهایی :)

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .