انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

هلی مریض، داداش تعطیل

توسط ... | شنبه هفتم خرداد ۱۴۰۱ | 15:36

خب همونطور که مستحضر هستین بنده در بستر بیماری به سر میبرم.

امروز صبح داداشم اومد اینجا کار داشت، این مدت که میخواد بره خارج خیلی روش حساس شدیم و خواه نا خواه توجه بیشتری میره سمتش.

صبح که اومد امیدوار بودم که طبق معمول صبونه خورده باشه که نخورده بود و مجبور شدم سفره بندازم براش و قهوه و چایی و... آماده کنم با اون حالم.

بعدش حال نداشتم ناهار بذارم و وقتی هم که رفت از تو رخت خواب ازش خدافظی کردم و حال نداشتم پاشم و بدرقه ش کنم. بعد کلی عذاب وجدان گرفتم و خواستم زنگ بزنم معذرت بخوام ازش.

که ناگهان عقلمان به کار افتاد و فکر کردم که اون چرا از صبح حال منو نپرسیده؟ لاقال بگه: دکتر لازم داری؟ چیزی لازم داری بخرم؟ ناهار بگیرم برات؟ لااقل سفره ی صبونه رو جمع کنم :/ حداقل سه تعارف بزنم! تنها چیزی که گفت قبل سرفه کردنامو... این بود که:«بهت نمیاد مریض باشی» :/

و خدای را شکر نمودم که بیشتر از این خر نشدم

#بیشعور_نباشیم

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .