توسط ...
| چهارشنبه چهارم خرداد ۱۴۰۱ | 11:43
اقا دیروز یه اتفاقی افتاد تو بخش که خیلی ذوق زده مون کرد
یه خدماتی هست که خیلی وضعش داغونه
یه جوریه منگ میزنه قیافه ی کج و کوله کثیف
یه شوهر وحشی داره که یه بار تو بخش ابروشو برد
پدر مادرشم زنده نیستن انگار کسیو نداره.
این یه روزی به اون یکی خدماتمون گفته بود که هیچوقت کسی برام تولد نگرفته
اقا تولد بعدی این، با اینکه حقوق خدماتا خیلی کمه، این با پول خودش کیک و هندونه و... گرفت سورپرایزش کرد.
انقدر گریه کرد انقدر گریه کرد...
هنوزم قلبای مهربون داریم❤️