انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط ... | چهارشنبه ششم بهمن ۱۴۰۰ | 10:19

اومدم بیمارستان آموزشی که توش کارآموزی میومدم

پدر و مادرمو آوردم فیزیوتراپی

شدیییید دلتنگ روزای دانشجویی شدم

چقد همه حس ها فِرِش و قشنگ بود. چقدر امید جریان داشت تو دلمون.

چقدر خوشکل میکردیم و میومدیم مخ زنی :)))))

مسخره بازی در میاوردیم و لذت میبردیم از جوونی

یادش بخیر... یادش بخیر...

 

امروز روی همون نیمکت نشستم، اما چقدر دلتنگم... کم امید و خسته و زخمی... آدما عوض شدن و من با همون کاپشن دوران دانشجویی نشستم رو همون صندلی، عجب زمستونیه، سرده... سرده... سرده... ولی آفتاب ملایم صبح مثل همون خاطرات زیبا یکم گرم نگهم میداره

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .