انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط ... | جمعه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۰ | 8:46

دیشب با همکلاسی دوران دانشگاهم شیفت بودم.

یه پسره س زمان دانشگاه بوی سگ میداد، الان ببینیش یه باکلاسی شده :) یه کت یه ذره بلند انقد شیک خردلی رو تیپ سرتا پا مشکی پوشیده بود با یه ادکلن که بوش هرجا میرفت تا نیم ساعت میموند. فک کنم ازدواج بهش ساخته :)

 

+ دیروز با پیرزن همسایه م بدجور یعنی در حد داد وبیداد و فحش دعوام شد. همینجوری عین دیوونه ها بی هیچ دلیلی فحش میداد. تعجب کردم از رفتارش. بعد که زنگ زدم هیئت مدیره گفتن تنها زندگی میکنه و شوهر و بچه هاش ترکش کردن. دلم براش سوخت. کسی نیست ببرتش دکتر. ظاهرا هرروز با یکی دعوا میکنه و کلا آرامش اعصاب نداره. اینجوری اعصاب اطرافیانشو میگ... که هیچ! خودش بیشتر اذیت میشه! حالا من میگم دیوونه س به جهنم. اما درک میکنم که چجوری آتیش درونش با کوچکترین چیزی فوران میکنه و راهی برای آروم شدن نداره‌.

کاش خودش بره روانپزشک تا بهش قرص بده و آروم بشه.

باور کنین درمان این آدما اصلا سخت نیست. زندگی که نابود شده شاید با دوتا قرص میتونست برگرده‌.

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .