دیشب با همکلاسی دوران دانشگاهم شیفت بودم.
یه پسره س زمان دانشگاه بوی سگ میداد، الان ببینیش یه باکلاسی شده :) یه کت یه ذره بلند انقد شیک خردلی رو تیپ سرتا پا مشکی پوشیده بود با یه ادکلن که بوش هرجا میرفت تا نیم ساعت میموند. فک کنم ازدواج بهش ساخته :)
+ دیروز با پیرزن همسایه م بدجور یعنی در حد داد وبیداد و فحش دعوام شد. همینجوری عین دیوونه ها بی هیچ دلیلی فحش میداد. تعجب کردم از رفتارش. بعد که زنگ زدم هیئت مدیره گفتن تنها زندگی میکنه و شوهر و بچه هاش ترکش کردن. دلم براش سوخت. کسی نیست ببرتش دکتر. ظاهرا هرروز با یکی دعوا میکنه و کلا آرامش اعصاب نداره. اینجوری اعصاب اطرافیانشو میگ... که هیچ! خودش بیشتر اذیت میشه! حالا من میگم دیوونه س به جهنم. اما درک میکنم که چجوری آتیش درونش با کوچکترین چیزی فوران میکنه و راهی برای آروم شدن نداره.
کاش خودش بره روانپزشک تا بهش قرص بده و آروم بشه.
باور کنین درمان این آدما اصلا سخت نیست. زندگی که نابود شده شاید با دوتا قرص میتونست برگرده.