توسط ...
| پنجشنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۰ | 14:49
پیرزن همسایه م درو کوبید با لحن خیلی بدی گفت که آب اشغالت ریخته، اولین بار بود باهاش حرف میزدم
همشم چند قطره بودا
یه جوری دادو بیداد و تهدید کرد که نگو
میگن این پیرزنه دیوونه س ها
منم تمیزش کردم بعد رفتم پادری باکلاسشو لگد کردم دلم خنک شد :)