انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

نازایی

توسط ... | یکشنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۰ | 20:21

مریض لخت دراز کشیده بود، لنگش باز بود دهانه رحمشو پیدا نمیکردیم. داشت جیغ و داد میکرد. رئیسمون بهش میگه: دکترمون آغاس مشکلی ندارین بیاد معاینه تون کنه؟ 

مریض گفت: هرکی میخواد بیاد فقط خلاصم کنید.

رئیس میگه: باشه خواستی میتونی روسریتو سر کنی :)))))  

 

آخرشم یه هفت هشت باری با یه چیز لوله مانند به مریض تجاوز کردیم تا دهانه رحمش پیدا شد :(

یه بارشو داد به من دستام میلرزید اصلا نتونستم ببرم داخل!

انقد که زخم شد و مریض داد میزد :(

همه اینا برای تشخیص مشکل نازایی بود :(

ان شالله هرکی میخواد بچه بیاره راحت و بی دردسر بتونه بیاره

بعد هفت هشت باری که این عملیاتو میبینم اصلا برام عادی نمیشه و اونجاش که با یه چیزه چنگک مانند داخل رحم مریضو قلاب میگیریم و زخم میکنیم، انگار دارن با قلب من اینکارو میکنن :/

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .