توسط ...
| سه شنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۰ | 1:13
ان شالله اگر اتفاقی نیفته تصمیم دارم تا زمستون یه بار و زمستونم یه بار برگردم.
والا! میوه که دیگه نیست که بیارم. پدر مادر هم همین قدر ببینم خوبه، چیز جذاب دیگه ای اگر در این شهر میبینید بگید :/
+ هرچند گاهی واقعا حس تنهایی میکنم تو شهر دانشگاه، چون هیچ دوستی ندارم و فقط میرم بیمارستان و برمی گردم ولی خداروشکر هزاااار مرتبه شکر
فک کنم بد نباشه برای پیدا کردن دوست یکی دوتا کلاس حضوری ثبت نام کنم. مثل کلاس زبان یا ای سی دی ال یا فتوشاپ یا عکاسی
اصلا دلم نمیخاد برم مطب کار کنم، استرس بیمارستان و دیدن مریضا واقعا برام کافیه.
دلم میخاد تو یه محیط آروم باشم.
کاش میشد هم پول درآورد هم استرس نکشید.