انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط ... | پنجشنبه هشتم مهر ۱۴۰۰ | 18:35

بچه که بودم مد بود که بچه هارو داغ میکردن

ینی وقتی اشتباهی میکردن جهت تنبیه یه سیخ رو داغ میکردن و میچسبوندن به بدنشون

یادمه یه بار چهار پنج سالمون بود، میگفتن دوتا از همبازیای کوچه م یه پسر و یه دختر شلوارشونو کشیدن پایین و خودشونو چسبوندن به هم. اونام چهار پنج سالشون بود.

اون موقع که اصلاااا ازین اطلاعات نمیشد جایی به دست آورد ولی یکی گفت انگار پدر و مادرشونو دیدن

بعدم مامان دختره سیخ داغ زده بود به اندام تناسلیش

معلم اول ابتداییمون هم تا سر حد مرگ بچه ها رو میزد

قشنگ یادمه یه دختر مو قرمزی بود انقد میزدش که مقنعه ش کنده میشد و بعدش موهاشو میگرفت و میکشید و میچرخوند دور کلاس

 یه بار دختر عموم صورتش کبود شد و وقتی مامانش اومد مدرسه صدام کردن دفتر و جرات نکردم بگم معلممون زدتش!

وقتی فک میکنم من چقد خشونت دیدم تو بچگیام! رو خودم خیلی کم ولی خشونتای جدی رو دوروبریام خیلی!

عجب روزگاری داشتیم

خدایی حقمونه انواع و اقسام مشکلات روانشناختی داشته باشیم.

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .