انقد حرف دارم که میدونم کدومو بنویسم
از کجا شروع کنم؟
خب
اولش اینکه آقای دوست داشته پیجمو چک میکرده یه ثانیه دستش خوده ریکوست داده بود تا رفتم حذف شده بود :)))))) دلم براش میسوزه لابد الان تپش قلب گرفته :)))) عین پسر همکلاسیمون که روم کراش داشت بعد که ردش کردم و دعوا و سرسنگینی و اینا پیش اومد یه بار دستش خورده بود رو تماس تلگرام و بعد یه پروفایل گنده گذاشت توش نوشت :«دستم خورد!» :)))))
حالا آقای دوست، استاتوس های عاشقانه شو برای عشق جدیدش ندیدین وای وای وای :)))
شاید بگین شماره شو چرا حذف نمیکنی ولی راستش انقد به تخمم نیست که برام مهم نیست :))))
+ بعد عرض کنم که هفته پیش برای مادرشوهر خواهرم نوبت ام ار ای همکاری و خارج نوبت گرفتم تو بیمارستان خودمون
خواهرم کلی ذوق کرد و تشکر کرد و گفت سریلندم کردی پیش خانواده شوهر و فلان و بهمان
بعد اون خواهر شوهرش زنگ زد گفت که دوتا ام آر دیگه داریم. باز رفتم پیش رئیس با خاهش که دوتا نوبت دیگه از تایمای همکاری بده
بعد فرداش دوباره زنگ زد یه نوبت ام آر دیگه میخایم :/
به خواهرم گفتم تو که میگفتی خوبن الان نمیفهمن یا خودشونو میزنن به نفهمی؟
بهشون گفتم من در ماه دوتا نوبت همکاری میتونم بگیرم همون اول مهر دوتای شمارو گرفتم تموم شد اگر معمولی میخاین در خدمتم برای دو هفته دیگه گفت نههه دیره مرسی :/ با وجود اینکه اینا قبلا میخاستن برن بیرون یه جا که یه ماه و نیم بعد نوبت میداد و ۱۵ برابر پول بیشتر میگرفت :/ با خودم گفتم به جهنم!