دیروز از اسنپ فود غذا سفارش دادم
با دو ساعت و ربع تاخیر رسید و میدونستم برای جبرانش یه چیز اضافه میذارن که دیدم جای دو تیکه مرغ سوخاری پک سه تیکه گذاشتن.
دروغ چرا همیشه خوشحال میشم که دیر میرسه چون میدونم یه سورپرایز برای جبرانش همراهشه.
+ با دکترم حرف زدم. گفت از نظر بیولوژیکی مستعد افسردگی هستی و کار سنگینت و شرایط و فکرای مختلف بدترش میکنه.
یهو چیزای کوچیک جمع میشه و تبدیل به یه استرس بزرگ میشه.
گفت دوز قرصامو میبره بالا و البته گفت باید برم دنبال کاری که بهم لذت میده.
منی که از هر کاری لذت میبردم دیگه نمیدونم چی میتونه خوشحالم کنه. همه جاهم که بسته س.
شاید بگین تو موقعیتت از همه بهتره و باید خوشحال باشی و... ولی قبول کنید که درد هرکس برای خودش بزرگه.
یه سرماخوردگی ممکنه برای یکی فقط آبریزش بینی باشه اما یکیو از زندگی بندازه.
دو سال و اندیه که کار میکنم و هنوز قدرت اجاره یه خونه مناسب ندارم.
اونم چه کاری! کاری که واقعا روح توانایی میخواد چیزی که من در خودم نمیبینم. من شکننده و حساسم و طاقت دیدن این همه درد و ندارم. از طرفی هم برای همون کار میجنگم چون اگر نباشه وضعم بدتره.
اصلا نه وعده های غذایی مشخصی دارم نه تایم خواب مخصوصی
ایثارگرای جنگ کسایی که حتی باباشون شش ماه دوران جنگ سربازیشو تو آشپزخونه هم گذرونده دارن رسمی استخدام میشن که میشه حدود ۷۰ درصد دورو بریام و این یعنی بیکاری به احتمال زیاد برای سی درصد باقی مونده و زندگی سخت تر!
تو رابطه م بودن توش مشکلات خودشو داره و نبودنش مشکلات خودش.
فکر میکنم من همون دختریم که هیچوقت نمیتونست تو شرایط الان جامعه ازدواج کنه و زندگی متاهلی تو ایران و تو فرهنگ اینجا رو تحمل کنه. مادر شوهر! فامیل! رفتار خاص تو مهمونی! لباس خاص! شوهری که براش بشوری و بپزی! بچه داری!
واقعا اصلا من میخام بچه دار بشم؟ من میخام اینجا ازدواج کنم؟ اگرنه چرا تو رابطه با یه آدم کاملا معمولی ام؟
من چی میخوام؟ چطور بهش دست پیدا خواهم کرد؟
خیلی وقتا عکس دختر فامیلمونو که پارسال فوت شد نگاه میکنم و میگم تو حیف بودی. کاش من جات میرفتم. و بعدش یه سیلی به خودم میزنم به جرم ناشکری.
قضاوت های جامعه، انتظارات خانواده، پدر و مادر مریضم، تنهایی، ترس از از دست دادن تنهایی!، شغلم، ترس از دست دادن شغلم!، گرونی، ترس از خروج از رابطه، ترس از ادامه دادن رابطه!
کرختی و تپش قلب، خواب زیاد و هیچ کاری نکردن برای آینده! احساس تنهایی و بی قراری! بی خوابی نصف شب یهویی!
من چمه؟ چیکار میخوام بکنم؟ چیکار باید بکنم؟