توسط ...
| جمعه نوزدهم شهریور ۱۴۰۰ | 0:42
مادر معشوفه قدیمیه یکی از دوستانم(پسر) فوت شده. پدرش رو هم نمیبینه چون خیلی وقته جدا شده بوده از مادرش.
همیشه برای داستان عشقشون غمگین بودم و منو متاثر میکرد.
سالهاست اون دختر ازدواج کرده ولی دوستم هنوز با کسی نیست.
تا دو سال بعد ازدواج اون دختر بیوش این بود:
بستر من صدف خالی یک مرواریست و تو گردن آویز کسان دگری...
امروز مادر اون دختر فوت شد و دوستم آهنگ غمگینی و تک جمله ای درباره مرگ گذاشت... به یاد اون روزها
و من زیرش نوشتم:
به قول ابی:«تو زنده میمونی، منم که میمیرم...»