انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط ... | چهارشنبه بیستم مرداد ۱۴۰۰ | 22:43

تو اتوبوسم و حدود ۲۰ تا پسر و یه منم وسطشون :)

مشخصه خیلی ذوق کردن خصوصا سربازا :)

خداروشکر در زشت ترین و بی آرایش ترین حالت ممکن اومدم و لباسمم زننده نیست. ولی خب ذکور که این چیزا براشون مهم نیست فقط دختر باشه :///

خلاصه امشب گوشامو تیز کردم ببینم هیچ سروصدایی از دور و برم نمیاد

بهم گفتن پسرا حتی با یه چت محترمانه با یه خانوم هم ارضا میشن و من به همه لاسایی که زدم و گوه هایی که خوردم و احتمالا مایه خیر شدم فک میکنم :)))

 خلاصه دارم برمیگردم شهر دانشگاه و اتاق خودمممم

موقع رفتن انقد خاهرزاده چاقالمو بوسیدم که نگو

واقعا این بچه های کوچولو آرامش عجیبی میارن

چهار روز تونستم بدون کولر و با دامن و زیرش شلوار و روسری و بلوز آستین بلند تو یه شهر که خیلی از شهر خودم گرم تره دووم بیارم و هنوز زنده م و بسیار شادمانم :)

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .