شاید باورتون نشه ولی چغلی کردم و سرپرست دوتا سیگاریارو انداخت بیرون :))))) اونکه همش مزاحمم میشدم انداخته بیرون! (دوهفته س میگم نیستا!)
یه دونه لخت خانوم مونده بلکه اونم بندازه بیرون. ایشونو من امروز دوبار لخت مادرزاد حتی بدون لباس زیر دیدم و از خجالت برگشتم و کارمو نکردم.
+با موقشنگم تقریبا آشتی کردم
+برای خواهرزاده هامم کادو تولد آماده کردم که بفرستم.
به یه نتیجه ای رسیدم. اینکه وقتی میخواید کادو تولد بدین همیشه دورو برتونو نگاه کنید از وسایل اضافه ای که دارین بهش کادو بدین :))))) اینجوری هم خرجتون کمتره هم وسیله هارو دادین رفته.
والا خسته شدم انقد کادو تولد خریدم.
اینبار یه شلوار که مارکش هنوز روش بود و همکارم پارسال بهم هدیه داده بود و اندازم نمیشد و دادم بره برای خاهرزاده م :)))))
امروزم رفتم برای یه بنده خدایی خون بدم که دیدم قبل من چند نفر رفتن و دیگه خون ندادم. باز خداروشکر چون سرگیجه داشتم :)))
هیچوقت فک نمیکردم خونم بدرد بخوره چون AB+ه
+ چند وقت پیش دوستم پیشم بود و دید از دی جی کالا دارم فرنچ پرس میبینم ولی پول ندارم بخرم. شاید باورتون نشه ولی برام خرید کادو آورد :))))) هیچوقت کسی انقد بهم توجه نکرده بود ذووووق کردم!
الهی شکرت
+دیروز از بیمارستان میومدم تو ۵۰۰ متر راه (۵۰۰متر خیلیی کمه! به عددش نگاه نکنید) ۷ تا ماشین مزاحمم شدن :/// دوتا بوق زدن دو تا چراغ زدن برام یکی چشمک زد. دوتام تیکه انداختن :////
تیپ بیمارستانو داشتم با مقنعه و... خوشکل آنچنانی هم نیستم راه رفتنمم تعریفی نداره. فقط مسئله این بود خیابون بزرگ و خلوت بود و از روبه روی ماشینا میومدم و فرصت خوبی برای مزاحمت بود. عجب جامعه مریضی الله اکبر :/
+ از دستگاه ام آر آیمون حامله م :)))) انقد که ملت زنگ میزنن براشون نوبت بگیرم. الله اکببببر