خیلی دلم گرفته
کاش آدم تو رابطه باشه اوکی باشه با طرفش که خلاص شه ازین همه آسیب روحی
هفتهپیش به پسر فامیلمون که قبلا خودش خواستگارم بود گفتن که یکیو میخایم معرفی کنیم و بهت و اینا نمیدونم اسممو گفتن یانه و گفته بود نه من میخام دکترا بگیرم فعلا قصد ازدواج ندارم!!
این هفته م که این پسره که بهم معرفی کردن باهاش حرف زدم و انقدر تو همون سه ساعت چت حس بدی ازش گرفتم که با وجود اینکه از لحاظ موقعیت و خانواده و قیافه و همه چی اوکی بود گفتم یگین دیگه پیام نده.
امشبم که یه پسره دوستم بهم گفت که تو بلد نیستی عشوه گری کنی و پا بدی.
گفتم به جهنم! من خودمو برای کسی تغییر نمیدم. نخواستن به سلامت. بیام عشوه یاد بگیرم و فلان کنم که ملت بیان بهم پیشنهاد بدن؟ گفت نه لازمه!
والا من و اقای دوست هیچ مشکلی ازین لحاظا نداشتیم. یا حالا من تو رابطه فرق داشتم یا اون به روم نمیاورد.
خلاصه که حالم از هرچی رابطه س بهم میخوره
یه مدت مدیدی احتمالا نیاز به تنهایی دارم. بدون هیچ مزاحمتی! خولستگار و...
از طرفیم با خودم میگم خواستگار میخای رد کنی شاید یه خوبش بود ۲۴ سالت شده
نمیدونم چمه اصن
دلم برای اقای دوست و روزای با اون بودن تنگ شده