انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

حس

توسط ... | چهارشنبه سی ام مهر ۱۳۹۹ | 0:2

حس‌میکنم دارم اعتماد بنفسمو از دست میدم.

میشم مثل قبل دانشگاه

چقد داغون بودم! چقد اعتماد بنفس نداشتم!

چقدر طول کشید تا دانشگاه اصلاحم کرد و شدم چیزی که اللن هستم.

ولی الان با برگشتنم به اینجا انگار همه چیز داره مثل قبل میشه.

حدود یه سال و نیم میگذره

اینجا کسی ازم تعریف نمیکنه، کسی باهام گرم نمیگیره. کسی بودن با منو ترجیح نمیده. کسی باهام نمیخنده، باهام دردودل نمیکنه. فقط هرروز خوردم میکنن و عیبامو میارن جلو چشمم که بگن تو هیچی نیستی.

البته موارد بالارو (گرم نگرفتن و...) رو خودمم دارم نسبت به بقیه. ولی چیکار کنم که این حس نفرتم مرتبط با مردم اینجا از بین نمیره.

خصوصا از وقتی آقای دوست نیست خیلی اوضاع بدتر شده‌. قبلا حمایتا و حسای خوب اون بود و الان منم و اطرافیانی که همیشه همه تلاششون اینه که خودشونو برتر نشون بدن و تو هرچیزی خوردم کنن.

برای خودم متاسفم که اعتمادبنفسم وابسته به برخورد دیگران با منه. ولی خب ظاهرا بوده که داره اینطور میشه دیگه.

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .