انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

31 شهریور 99

توسط ... | دوشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۹ | 19:53

فقط کافیه یه لحظه از زندگی لذت ببری و متوجه لذت بردنت باشی که زندگی برینه بهت :)

رفتیم باغ و درحال لذت عمیق بردن از جمع کردن برگ های پاییزی برای گردن بند های رزینی بودم و گفتم که وای که چقد خوبه که بعد مدتها از زندگی لذت میبرم که خواهرمو یه موجود زنده ای که معلوم نبود چی بود(به احتمال زیاد مار) گزید و با سرعت بردنش بیمارستان. این وسط یه سری اعصاب خوردی هایی هم به وجود اومد سر رفتار همه! ولی عجیب بود که اروم بودم! شاید اروم شدم! شایدم تلقین بود. نمیدونم ولی خداروشکر در هر صورت

بعدشم برگشتیم و رئیس برنامه رو برام فرستاد و دیدم ای دل غافل! این مدتی که نبودم یه برنامه ای نوشته اون سرش ناپیدا

برا بقیه کلی شیفت کم کرده و انداخته گردن من!

منم گفتم به من ربطی نداره بقیه امتحان دارن، مشکل دارن یا هرچی باید این برنامه رو درست کنی

گفت فردا حرف میزنیم و مطمئنم ازین حرف من سواستفاده خواهد کرد تا بین من و همکارامو مخصوصا دو تا دختری که تازه اومدن رو به هم بریزه

ریدم دهنش مهم نیست :)

 

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .