انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

پارک نویس

توسط ... | سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۹ | 9:2

شیفت تموم شد

در کل خلوت بود ولی شب پرکاری بود و مجبورم وقتی رفتم خونه زیاد بخابم

باز سر راه رفتم خرید سوپرمارکتی و چهار قلم جنس شد ۱۱۵ تومن

نمیدونم چیز‌میز گرون شده یا من عادت به خریدن چیزای گرون کردم؟

یه بستنی هم خریدم و اومدم پارک سر راه نشستم که بخورمش و مردم با نگاه هاشون دارن قورتم میدن.

خداروشکر خیلی شلوغ نیست

نشستم و دارم فکر میکنم که من شش بار رابطه رو وقتی فقط اون ابراز علاقه میکرد تموم کردم و بازم برگشت و دست بردار نبود به هر مدلی

اگر همون موقع تموم میشد هیچوقت انقد عزت نفسم داغون نمیشد.

سادگی کردم. فکر کردم واقعا دوستم داره و برام حاضره هرکاری کنه. یه توهم بچه گانه، احمقانه...

و الان شوکه م! چطور شد که اینطور شد!

قطعا کسی باورش نمیشه هلی که انقد بیرون زرنگه و حق خودشو میگیره و آدمارو کشف میکنه انقد تو رابطه سادگی کرده

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .