با مشاور حرف زدم
یه کتاب معرفی کرد که مقدمه ش خوب بنظر میرسید. امیدوارم بقیه شم خوب باشه. یه تستم قراره برام بفرستن. تست روانشناسی.
بعدشم گفت ک تو هنوز نیازهاتو پیدا نکردی که رفعشون کنی تا حس اندوهت از بین بره.
هرچند واقعا نمیدونستم چمه و چی میخام بگم ولی خوب بود شکر خدا.
عرض کنم خدمتتون که همین که قیافه خواهرمو دیدم از دردودل پشیمون شدم. البته قبلش تصمیممو گرفته بودم که دردودل نکنم.
+ یه فرمول خوب: اگر برای انجام کاری دودل بودین یا بین دوتا کار موندین:
اول مزایا و معایبشو بنویسین. بعد به هر کدوم از مزایا و معایب نمره بدین. بعد نمره هارو جمع کنین. بعد بنویسین چه کارهایی برای تقویت هر مزایا و تضعیف هر عیب میتونین انجام بدین.
+ امشب با چند تا دوستم تو گروه بحث یه پسر فامیلشون شد که بقول خودشون خیلی به من میخوره و اگر میخاستم معرفی میکردن. یه لحظه فک کردم من؟ ازدواج؟ الان؟ به همین راحتی؟ زندگی معمولی؟ یه اندوهی منو گرفت. اونجا بود که فهمیدم حالا حالاها آمادگی ازدواج رو ندارم. چون هنوز حتی نمیدونم نیازم تو زندگیم چیه و چی از زندگی میخام چه برسه به ازدواج که بدونم چی میخام ازش