توسط ...
| دوشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۹ | 11:35
صبح ساعت پنج پدر و مادرم اومدن خونه! ترسیدم! زود فهمیدم یه چیزی شده.
دختر دخترعموم تو کشور همسایه از سوختگی ناشی از انفجار فوت شد و باز مراسم خواهرم عقب افتاد!
+ زنگ زدم دانشگاه، گفت نیرو نمیخوان برای تمدید طرحم اونجا، ولی گفت زنگ بزن آذرماه. اووووو آذرماه! من اول دی تموم میشم!
آذر ینی همون موقع که میخوام تمدید کنم! اصن فرصتی نمیمونه دنبال کار دیگه باشم.
باید از الان دنبال یه کار دیگه باشم. دنبال کار گشتن چیز خوشی نیست.