انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

۲۹ مرداد ۹۹

توسط ... | چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۹ | 15:16

خدایا قطعا حواست هست که در شرایط پاندمیک بین یکی از عجیب ترین قوم ها و تو چه شرایط محیطی و اقتصادیی کار کردم.

 

+ ظهر شده و بعد دیدن کلی چیز عجیب و غریب و شنیدن کلی توهین و بی احترامی و بی قانونی و... چند دیقه پیش از شیفت ۲۴ ساعته برگشتم. تو راه وقتی داشتم با کلی مشمای سنگین که شامل پتو و ملحفه و... بود که بخاطر شیوع احتمالی کرونا تو بخش اورده بودم بشورم، از سراشیبی تند بالا میومدم، از شدت گرما و خستگی چندبار واقعا نزدیک بود پخش زمین شم. فقط آب میخاستم و خواب. دست و پا و سرم داشت آتیش میگرفت و دلم میخاست بگیرمشون زیر آب خنک.

رسیدم خونه و دیدم آب قطعه. نشستم زیر شیر و شروع کردم به گریه کردن.

 

یکسال گذشت از روزی که کاملا پشیمون بودم و تصمیم داشتم نرم سرکار، موندم و هنوزم چیزی بهتر نشده

اگر قرار باشه زندگی ازین بهتر نشه امیدوارم هرچه زودتر بمیرم

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .