گفت: شب بوده و نوبتش شده که تو پذیرش بشینه. یه خانوم و آقای مریض اومدن و نوبت سی تی خواستن و گفته شبا نداریم. بهش حمله کردن و دفتر گنده نوبت دهی رو کوبیدن به پشتش و غش کرده.
این داستان یکی از دوستامه تو همین روزا.
یه دوست خوب تو دانشگاه داشتم که از ترم یک هم اتاقی و هم کلاسیم بود. یکم تنبل تشریف داشت ولی درکل دختر مهربونی بود. خیلی خیلی آروم بود و هیچوقت دعوا نمیکرد. همیشه تلاشش برای بحث منطقی بود.
اون الان تو یکی از بیمارستانای شهر خواهرم همینجا که تا دیروز بودم کار میکنه و قرار بود بیاد منو ببینه. راستش دلم راضی نبود بخاطر کرونا و دیگه نشد که بیاد.
داستان ازین قرار بود که شیفت شب بود و فرداش قرار بود بیاد اما صبح پیام داد که حالش خیلی بده و نمیتونه.
وقتی پیگیر شدم داستان بالا رو تعریف کرد. کلی ناراحت بود و سرخورده از این همه درسی که خونده و تلاشی که کرده که به اینجا برسه و این همه بی احترامی بهش بشه و حتی کتک بخوره. اونم وسط دوران سخت کرونا تو بیمارستان.
+درسته کادر درمان بداخلاق زیاد داریم اما برخلاف اون چیزی که اکثرا تصور میکنن، تو بیمارستان غیر از پزشکا بقیه تو دادگاه پشیزی ارزش ندارن و همیشه حق با مریضه. پس اکثر کادر درمان لعد کتک و فحش خوردن شکایت نمیکنن چون میدونن آخرش خودشون بازنده ن و همه چی به حقوق بیمار برمیگرده. الکی هزارتا تهمت به آدم میزنن چه برسه به اینکه کوچکترین نگاه چپی کرده باشه به مریض.