با رئیسم بحثم شد سر برنامه ماه بعد
از تاریخ 3 برا من شیفت نوشته بود. 7تا 24 ساعت و 9 تا تک صبح! ینی رسما میخوان کون منو پاره تر کنن. نمیدونم این دیگه چه صیغه ایه!!! ۳۷ تا شیفت سنگین تو یه ماه. بخاطر حاملگی یکی از خانوما اینطور شده.
کلی گریه کردم و مامانم و خواهرم عصبانی شدن و گفتن دیگه نباید بری کلا. فک میکنن انقد آسونه. ۱۲ سال مدرسه با کنکور طاقت فرساش که دو سال از عمرمو حرومش کردم به علاوه چهار سال دانشگاه که البته فضیلت دیگری برام داشت و یک سال عذذذذااااابببب کار تو بیمارستان. خیلی ترسناکه اگر بخاطر پنج ماه ونیم ول کنم و مدرکشو بهم ندن.
مجبورم فقط توکل کنم به خدا چون چاره دیگه ای ندارم.
امروز فکر میکردم شاید من یه ترسوم. چرا همون موقع که فهمیدم من به درد اینجا نمیخورم ول نکردم و نرفتم؟
دروغ چرا؟ ترسیدم! بهم گفتن اگر نیای مدرکت معلق میشه. ممکنه بندازنت جای دور و بد دیگه ای
از سرزنشای خانواده م ترسیدم. از لال شدن جلو بابام و عدم تواناییم برای توجیهش.
الان با این وضعیت نیرو ممکنه دیگه حتی نتونم برم شبکه بهداشت
توکل به خودت، هوامو داشته باش