انتهای خیابان پاستور

در جستجوی خوشبختی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط ... | پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۹ | 15:8

موقشنگ واکسن زد :)

خوشحالم حداقل اون خلاص شد ازین مرض

دارم میرم تعطیلات عید جای همگی خالی

 

توسط ... | شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۹ | 8:2

خواب دیدم یه بیماری ریه خیلی خیلی بد گرفتم یه چیزی شبیه سرطان :/

خوابه خیلی واقعی بود بعد بیداری کلی خداروشکر کردم.

+هنوز تو بیمارستان میایم و بیکذر میشینیم. همش سعی میکنم تو این مدت بیکاری درس بخونم برا استخدامی اما تنبلی میکنم

 

توسط ... | جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۹ | 21:44

دیروز با دوستم رفتیم سه ساعت زیر برف و بارون دیوونگی کردیم و قدم زدیم بسیار بسیار کیف نمودیم، کارایی که عمرا تو شهر خودم نمیتونستم انجام بدم و بعدا برگشتم از منظره و برف و از سگایی که تو راه دیدیم استوری گذاشتم و صدای خودمم توش بود که موقشنگ بهم گیر داد و گفت استوریی که صدای خودت توشه نذار استوریی که از سگه نذار استوریی که نشون بده همش بیرونی نذار :/

خیلی گیرای تخمی میده

بعد عرض کنم خدمتتون که واکسن هم نمیزنن فعلا بهمون چون اولویت آخر بین بیمارستاناییم. حالا من بیچاره که از کجا اومدم با چه شرایط کرونایی دقیقا الان باید اولویت آخر شم :(

 

توسط ... | پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۹ | 15:38

یه عصر بارونیه و بشدت هوا زیباست و آهنگ آسمان ابری همایون شجریان رو گذاشتم و دارم لذذذت میبرم جای همه خالی

 

نبودی و نشنیدی دلم به گریه نشسته میان خاطره هایت
چه کرده ای که پس از تو به هر کجا که تو بودی غمی نشسته به جایت
کجای این شب هجران کجای این همه راهی که از دریچه چشمت نمیرسم به نگاهی

توسط ... | یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۹ | 10:41

دیشب با موقشنگ دعوام شد

چون سرش شلوغ بود گفتم اشکال نداره خودم کادو میخرم برای خودم تو پولشو بده و عصر رفتم یه عروسک خریدم و وقتی اومدم از قیمتش تعجب کرد و گفت خب دیگه خریدی دیگه

و من خیلی ناراحت شدم و حس کردم منو ارزشمند نمیدونه و جای معذرت خواهیش بابت اینکه خودم رفتم واسه خودم کادو خریدم اینو به من میگه بعدشم که گفتم ناراحتم اصلا معذرت نخواست و قبول نکرد که حرفش منو ناراحت کرده انقد غر زدم و سرش داد زدم که خسته شد

خیلی خیلی از دستم ناراحت بود میگفت که وسط درس خوندنش همش تمرکزش بخاطر بحث با من از بین میره

میگفت که من باورش ندارم و فک میکنم که دوستم نداره

گفتم اینطور نیست ولی بعدا که فکر کردم دیدم نه واقعا اینطوریه

من فکر میکنم که دوستم نداره. نمیدونم چرا! شاید چون به دروغای آقای دوست و تظاهر به کشته مرده بودنش عادت کردم و انتظار صداقت اینو ندارم. شایدم چون خیلی سریع بهش جواب مثبت دادم و مدتی دنبالم نبود. شایدم چون هنوز بهم ثابت نکرده دوستم داره. شاید واقعا دوستم نداره. شایدم بلد نیست ابراز کنه شایدم من نمیبینم

نمیدونم در هر صورت این حسیه که در منه

هرچی میشه با خودم میگم اگر دوستم داشت دعوا نمیکرد. اگر دوستم داشت میومد دیدنم اگر دوستم داشت فلان و بهمان

اونم اینو حس کرده و خیلی اذیتش میکنه

نمیدونم چطور میتونم حسمو باهاش در میون بذارم و این مسئله رو حل کنیم

حس میکنم من برای اون فقط یه انتخابم

حس میکنم فقط از روی وظیفه بهم زنگ میزنه چون قبلا کمتر زنگ میزد و از وقتی بهش گفتم کم زنگ میزنی بیشترش کرده

خیلی کم ابراز دلتنگی میکنه شایدم من حساسم

وسط دعوا تهدید به جدایی میکنه و تند تند میگه اگر فلان بشه نمیتونیم ادامه بدیم اگر بهمان بشه نمیدونم رابطه مون میخاد به کجا بکشه

بعد تهشم میگه تو دوست داشتن منو مهرومحبت منو نمیبینی

واقعا نمیدونم. نشون نمیده یا من نمیبینم. واقعا دوستم داره یا فقط یه انتخاب مناسبم براش

 

توسط ... | سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۹ | 13:51

وقتشه از تبریک روز مهندس حامله شیم

مشخصات وب
اسمشو گذاشتم: انتهای خیابان پاستور...

به یاد چهار سال دانشگاه و خاطراتم تو اون خیابون...
+ یه نیمچه پروفایلی فعاله
+کامنت خصوصی جواب نمیدم
پیوندهای روزانه
  • احوال پرسی از من
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • آرشيو
برچسب ها
  • شعر (22)
  • بیمارستان نشین (17)
  • آهنگ (8)
  • اشپزی (4)
  • آهنگطوری (2)
  • آشپزی (2)
  • طراحی (1)
  • نامه ای به فرزندم (1)

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای انتهای خیابان پاستور محفوظ است .